۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه

نه گفتن



!JUST SAY NO

همه ما بارها و بارها در موقعيت هايي قرار گرفته ايم كه گفتن كلمه "نه" برايمان دشوار بوده است.براي مثال شما براي تعطيلات نوروز با گروهي از دوستانتان يك سفر زيارتي سياحتي، ترتيب داده‌ايد و والدين شما در نامه‌اي ابراز مي‌دارند كه چه قدر از حضور شما در خانه براي عيد نوروز خوشحال خواهند شد. رئيس شما،انجام كارهاي بيشتري را در يك مقطع زماني طلب مي‌كند،  حال آنكه شما براي آن ساعت برنامه‌اي ازقبل تعيين كرده‌ايد.  استاد از شما مي‌خواهد كه اگر مي‌توانيد روي يك طرح تحقيقي كه خودش روي آن كاركرده است ،به او كمك كنيد. شما يك لباس پشمي خريده‌ايد ودوست شما مي‌خواهد در صورت امكان آن را قرض كند.
شخصي، ‌شما را براي ناهار به منزلش دعوت مي‌كند، حال آنكه شما مايل به رفت وآمد با او نيستيد. اگر شما از آن دسته افرادي هستيد كه به دفعات در مقابل چنين درخواست‌هايي، تسليم شده و با آنها موافقت مي‌كنيد ودائما از اين بابت احساس ناخوشايندي داريد، ممكن است بخواهيد بدانيد كه چرا شما هنگامي كه "نه "گفتن را ترجيح مي دهيد "بله " مي‌گوييد.
شما ممكن است نگران از دست دادن ارتباطات مؤثر يا نگران واردآمدن آسيبي به روابط باشيد. بنابراين، ارتباطات خود رامانند شي  شكننده تلقي مي‌كنيد كه البته به اطاعت هاي دائمي شما وابسته مي‌باشد. شما همانند بسياري از افراد چه بسا از نه گفتن احساس گناه مي كنيد، چون شما آموخته ايد براي اجتناب از آسيب وارد كردن به احساسات ديگران، خواسته‌هاي خود دست بكشيد. بنابراين احساس مسئوليت شما در قبال احساسات شخصي ديگران به حق جلوه مي‌كند، گويي شادي آنها در گرو موافقت شماست. بدين ترتيب ممكن است شما احساس كنيد با نفي آنهابه دليل خودخواهي و خودمداري انسان بدي هستيد زيرا به شما ياد گرفته‌ايد كه بايد فداكار باشيد وخود را ناديده انگاريد.
بنابراين، شما بيش از خودتان دلواپس و متوجه ديگران هستيد و وقتي از شما تقاضائي مي‌شود ممكن است احساس كنيد مورد لطف وموهبت قرار گرفته‌ايد. اين امر سبب مي‌شود تا احساس مهم بودن كنيد ونگران آن باشيد كه در صورت مخالفت هرگز دوباره چنين تقاضايي از شما نشود. اينها، نمونه‌هايي از احساسات دست و پا گير هستند كه مي‌توانند در آزادي عمل شما مداخله كنند.

                 چه راههايي ، گفتن كلمه " نه "را آسانتر مي‌سازد؟
.اولين كاري كه بايد انجام داد، تشخيص احساسات دست و پاگير يا باورهايي است كه در سر شما وجود دارند. براي مثال اگر دوستتان مي‌خواهد اتومبيل شما را براي رفتن به سفر قرض كند، با گفتن كلمه نه، چه نتايج منفي را پيش بيني مي‌كنيد؟ آيا مي‌ترسيد به  كارفرماي خود پاسخ منفي بدهيد، آيا از بركنارشدن از كارتان در هراسيد؟ اگر به استاد خود پاسخ منفي بدهيد، آيا انتظار داريد نمره پايين را در آن درس كسب كنيد؟
پس شما در ابتدا انتظار فاجعه آميزي از"نه گفتن" تشخيص داده‌ايد و در گام بعدي آن انتظارات را با واقع نگري بيشتري بيان مي‌كنيد.براي مثال ممكن است به خودتان بگوئيد اگر پاسخ منفي بدهم چه بسا دوستم از اين كه اتومبيل را به او قرض ندادم از من ناراحت بشود، ولي دوست شما به خاطر اين گونه مسايل ناراحت نيست او احتمالا به خاطر آن كه كلمه  "نه" را به صراحت به كار برده‌ايد، احترام بيشتري برايتان قائل خواهد شد.
ممكن است كارفرماي شما از اين كه حاضر به اضافه كار نشدم  خوشحال نباشد؛‌ اما وقتي در آن روز، اضافه‌كاري براي من مايه دردسر بود، امتناع  امري موجه بوده است. وقتي با كاري كه مايل به انجامش نيستيد، موافقت مي كنيد، احتمالا از خودتان ناراحت مي‌شويد. همچنين ممكن است  از ديگري برنجد و يا از او خشمگين شويد در اين گونه موارد كلمه " نه "به صورت غيركلامي ،سكوت ، فكر كردن راجع به مسائل ديگر به هنگام حضور در جمع، ظاهر مي‌گردد. خود را ناديده انگاشتن سبب تحميل رفتارهاي ناخواسته‌اي  است كه ديگران از ما مي‌خواهند و اين امر سبب مي‌شود آنها نسبت به ابراز درخواست‌هاي غير منطقي خود تشويق شوند. پس از آنكه باورها و اعتقادات خود را به شيو ه‌اي منطقي تر مرتب كرديد، براي گفتن كلمه " نه " آمادگي پيدا مي‌كنيد و از اين امر احساس خوبي به شما دست  مي‌دهد. 
قدم بعدي، گفتن كلمه " نه "، به شيو ه‌اي مستقيم  به طرف مقابل است، به گونه‌اي كه قاطعيت در صدا و رفتار شما موج بزند. مطمئن شويد پيام‌هاي غير كلامي هم سنگ كلمات هستند. آيا ارتباط چشمي برقرار مي كنيد؟ آيا لحن كلام شما خالي از پوزش و عذر خواهي است؟
بخاطر آنكه از سنين كودكي اجتماع شما را به تسليم شدن و مطيع بودن وادار كرده است، گفتن كلمه " نه "در دفعات نخست، بدون شرم كار بسيار دشوار خواهد بود.
براي آسانتر  ساختن اين مرحله، در موقعيت‌هايي كه خطر پايين دارند، گفتن پاسخ هاي منفي را آغاز كنيد. به خصوص زماني كه، كاملا مطمئن هستيد كه حق گفتن كلمه " نه " را داريد. با اين تمرين اطمينان به خود را بنا خواهيد كرد ونيز توانايي گفتن كلمه نه را در موقعيت‌هاي مشكل‌تر بدست خواهيد آورد. و بالاخره در مواقعي كه از درون به خود مطمئن نيستيد اين تمرين سبب بروز اطمينان مي‌شود.
به طور معمول، گفتن نه به برخي افراد آسانتر از ديگران است احتمالا اين افراد براي شما، ‌دوستان نزديك، ‌غريبه‌ها و خانواده هستند. وقوع يك موقعيت را پيش بيني كنيد و تمرين كنيد كه در آن موقعيت چه خواهيد گفت. گفتن كلمه نه را به طريقي مستقيم و صريح تمرين نماييد. نسبت به كليه رفتارهاي خود و لحن كلامتان به هنگام گفتن جمله منفي آگاه باشيد .
در موقعيت‌هاي مشكل‌تري كه نسبت به ماهيت و چگونگي پاسخ خود مطمئن نيستيد،  با گفتن اين جمله به ديگران: "مي‌توانم درباره‌اش فكر كنم"مقداري زمان در اختيار خود بگيريد. سپس احساسات خود را بررسي كنيد چه عقايد و انتظارات نامعقولي شما را به گفتن "نه " ‌وا مي دارد.
وقتي كلمه "نه " را بكار برديد و طرف مقابل همچنان برخواسته‌اش اصرار ورزيد و اولين كلمه نه شما را نشنيده گرفت. شما بايد بر مخالفت خود پافشاري كنيد. آيا از آن دسته افرادي هستيد كه به آساني تسليم  مي‌شويد؟ يا آمادگي عصباني شدن را دارند؟ شما احتمالا بايد توجه آنها را بطور مؤثري جلب كنيد و به آنها بگوييد، اما من مخالفت كرده‌ام و واقعا منظورم مخالفت است.
به رغم اينگونه پيام‌ها چون بسياري ازما با سازگاري و انعطا ف‌پذيري بزرگ شده‌ايم، ‌به خاطر ديگران از خواسته‌هاي خود مي‌گذريم.
تشخيص اين نكته مهم است كه در اين جا رفتار خود خواهانه سالم وجود دارد. شما حق داريد كه "نه "‌ را به كار ببريد و از اين كار احساس خوبي داشته باشيد.
هر قدر به احساس شخصي و خواسته‌هاي خود توجه كنيد. از گفتن " بله "‌به ديگران احساس رضايت‌مندي بيشتري خواهيد كرد.

۱۳۸۹ مهر ۶, سه‌شنبه

سرزنش خود

راستی می دونید که سرزنش کردن محور آشفتگی های هیجانی است ؟بنابراین برای حذف این آشفتگی ها بهتر است، سرزنش کردن خود ودیگران را ازهمین حالا متوقف کنیم.

۱۳۸۹ مرداد ۲۹, جمعه

چه چیز موجب خوشحالی می شود؟

بسیاری ازمردم معتقدند که خوشحالی بستگی به اینکه محیط زندگی پاداشهای رضایت بخشی رابرای فرد تامین کند ،بر اساس این عقیده راه افزایش خوشحالی دردنیا ،ایجاد محیطی کامل وبی نقص است، این یکی ازفرض های نظریه ای درروان شناسی به نام نظریه روان شناسی یادگیری است .براساس این نظریه که توسط فردی به نام اسکینر بنانهاده شده است محیط بی عیب ونقص چه محیطی است؟ برای پاسخ به این سوال باید ازمردم پرسیده شود که چیزی آنها راخوشحال میکند ،پاسخ های یکسانی نخواهید شنید. دررویکرد دیگری بنام رویکرد شناختی ،که خود براساس این رویکرد درمانی، در روان شناسی درخدمت مراجعین هستم ،تغییر محیط ،کار دشواری است (همه چیز بروفق مراد ماباشد ) پس چه کار باید کرد؟دراین باره قرن ها پیش امپراطور روم به نام مارکوس می گوید :اگر ازجریانهای بیرون رنجیده خاطر شدید بدانید که عوامل بیرونی نیستند که شمارا رنجانده اند ،بلکه قضاوت شما درمورد آنهاست که شما رارنجانده است،که شما توانایی چنین قضاوتهایی رادارید.شاید این سخن راشنیده باشید که آدم نمی تواند سیر باشد،مگر اینکه شکم او سیر باشد ،با این وجود پس باید درکشورهای فقیر، هیچ کس نباید خوشحال باشد،که البته اینگونه نیست ،پس خوشحالی امر ذهنی است .پس من می توانم همیشه خوشحال باشم. اینطور نیست؟؟

۱۳۸۹ خرداد ۱۰, دوشنبه

زشتی وزیبایی

من زشتم یا زیبا ؟
سوالیه که ذهن بسیاری از افراد را کمابیش مشغول خودش میکنه و صددرصد خانمها رو بیشتر از آقایان. شمایی که الان دارید این مطلب میخوانید احساس میکنید خوشگلید یا زشت؟خب بعضی جاها ممکنه احساس خوشگلی کنید. مثلا" تو یه مهمانی که چهارتا زشت دور و برتو گرفتن ، ممکنه احساس خوشگلی کنید ، اما تا یه خوشگلتر از خودتون از راه میرسه ، یه کم شونا هاتونو میگیرید پایینتر. حتی ممکنه بهش حسادت بکنید و این حسادت رو هم ممکنه به دو طریق نشان بدید: یا خیلی ازش تعریف کنید یا مستقیما" شروع کنیدعیباشو بگید!! از طرف دیگه ممکنه شما جزء آن دسته از آدمایی باشید که زشتن اما فکر میکنن خوشگلن! یا اونایی که خوشگلن اما فکر میکنن زشتن! شاید درمجموع خوشگلید اما لعنت براین دماغ، که هر چی بدبختی دارید از اونه!! یا شکمی که بزرگه یا قد کوتاهی که با کفشهای پاشنه بلند پنهانش میکنید! یا قد بلندی که با خم گرفتن و زود نشستن مواظبید به چشم نیاد! شایدم لپاتون یه کم بزرگه یا لباتون اونقدر که دوست دارید جالب نیست! شایدم به هزار دوز و کلک متوسل میشید تا خودتونورا زیبا وتو دل برونشون بدین ، روشهایی مثل: جوراب پانکردن، برگردوندن شلوار تا یه وجب بالاتر از مچ، انتخاب رنگ لباس برنگ رژلب، ژل زدن به موها و سیخونکی کردنشون، شلوار تنگ با مانتو کوتاه برای نمودار کردن قلنبه سلمبه ها، پرکردن خلاء ابروهاو...

و آقایون: از کچلها شروع کنم یا گری جلوی سرشونو با بلند کردن موهای پشت سر جبران میکنن یا هرچی دارن و ندارن از این ور سر پل میزنن به اون ور سر انواع و اقسام آرایش مو، خط ریش، عملیات آبرو برداری، آرایش و اداء و اطور شبیه خانمها، براق کردن موها ، شلوارایی که دم پا گشاده و نزدیک باسن و رونها تنگ، و خیلی روشای دیگه بلکه این دختر یا پسری که احساس زشتی میکنه رو برای لحظاتی دلخوش کنه که نه بابا منم قشنگم، یا اونیکه احساس قشنگی میکنه رو دلخوش کنه که علاوه بر قشنگی دلچسب و تودل برو هم هست.
اکثرا" مشتری پروپاقرص آینه ها رو کسانی تشکیل میدن که یا احساس زشتی میکنن ،یا نگرانند که آرایشی که زشتیشونو پنهان کرده پاک نشده باشه و به هم نریخته باشه، یا خوشگلن و میخوان مطمئن بشن که هنوز خوشگلن و ... اما بالاخره جواب این سوال رو چه جوری میشه پیدا کرد که زیبایید یا زشت؟ متاسفانه از هر کی هم بپرسی راستشو بهت نمیگه. بعدشم آدمایی رو میبینی که به ظاهر خوشگل میان اما بعد یه مدت میبینی رفته جراحی پلاستیک تا خوشگلتر بکنه خودشو. چرا چون بعد یه مدت خودش خودشو خوشگل نمیدونسته. چون معمولا افراد خودشونو با خوشگلتر از خودشون مقایسه میکنن، لذا نمیشه گفت که احساس زیبایی یه احساس پایدار و با ثباته، بلکه در نوسانه.
اما نظر من: به نظر من همه آدما درجاتی از زیبایی رو در خودشون دارن. ولی عمدتا" مشکلشون اینه که به جای نیمه پر لیوان به نیمه خالی اون توجه میکنن. هیچکس نیست که صد در صد باشه. هر کسی رو ببینی میتونی زیبایی رو درش ببینی و زشتی رو. اما در مورد زیبایی کلی، به نظر من بهترین دیدگاه رو روانشناسان آلمانی پیرو مکتب گشتالت بیان میکنن: به نظر گشتالتی ها که تاکیدشون بر کلیت هر چیزی است، دیگران عمدتا" ما رو بعنوان یه کل ادراک میکنن، لذا ممکنه شما از یه نظر جزیی زیبا نباشید اما مجموعه اجزاء چهره شما و اندامتان وقتی کنار هم قرار بگیره زیبا و جذاب و دوست داشتنی بنظر برسید. لذ اگه دقت کنید اجزایی که عمدتا" مردم عنصر تعیین کننده در زیبایی میدونن باعث زیبابنظر اومدن بسیاری از افراد نیمشه. مثلا" مو . بسیاری هستن که مو دارن ولی زیبا به نظر نمیرسن، چرا چون گشتالتشون یعنی چگونگی در کنار هم قرار گرفتن اجزاء چهره شون اونا رو قشنگ نمیکنه. و بسیاری هم هستن که مو ندارن ولی زیبا بنظر میرسن و دوست داشتنی. یا مثلا" قد: بسیاری قد بلندن ولی زیبا به نظر نمیرسن و بسیاری قد کوتاهن ولی زیبا و دوست داشتنی به نظر میرسن. و خیلی موارد دیگه که از ذکرش خودداری میکنم. پس نهایتا" پیشنهاد من به شما اینه که در ارزیابی زشتی یا زیبایی خودتون نگاهتون به کلیت خودتون باشه، که در کوتاه مدت این کلیت یا گشتالت شامل چگونگی کنار هم قرار گرفتن اجزاء چهرتون میشه ، و در دراز مدت اجزاء دیگه ای که خیلی هم تعیین کننده تره بهشون اضافه میشه مثل اخلاق و منش و شخصیت شما. پس اگه میخواید به چشم دیگران زیبا برسید، تاکیدتون رو بر عواملی بزارید که در دراز مدت شما رو به چشم دیگران زیبا میرسونن نه بر عوامل ظاهری که کاربردشون فقط کوتاه مدته. اون عوامل دراز مدت عبارت از منش و شخصیت شماست و تمام آنچه از این منش و شخصیت ناشی میشه یعنی رفتارهاتون.

نکته 1:
خوشحالم که دوباره نوشتن راازسرمی گیرم.
نکته2:
برای اونایی که می خوان درکنکورارشد روان شناسی شرکت کنند،حرفهای جدیدی برای گفتن دارم که شاید تاالان نشنیده باشند،پس اگر می خواهید دراین باره بدانید بهم خبربدین.

۱۳۸۷ شهریور ۲۹, جمعه

پنداراشتباه

اعتراف ميكنم كه من مقصر بودم وزود عصباني شدم ولي اين پنداركه روانشناسان نبايستي عصباني نشوند ،پنداري اشتباست. روان شناسان هم مثل بقيه آدما بعضي مواقع عصباني ميشوند ،دادميزنند فريادميكشند و....ولي من كه اول راهم وحسابم جداست اما حال ميگويم كه زودعصباني شدم وبراي بالابردن آستانه تحمل خودبايستي رياضت بكشم.

۱۳۸۷ شهریور ۲۲, جمعه

كنكور

امروزیا فردانتیجه کنکور اعلام میشود .روی سخن این نوشتارباکسانی است که درکنکور شرکت کردند .فردایاقبول میشوندویانه .امیدوارم به مرادخود برسید ولی این رابپذیرید که که خوب زندگی کردن وخوشبخت بودن حتما" درگروقبولی وورود به دانشگاه نیست ،اگر اولین سالی است که کنکور میدهید وقبول نشدید میتوانید یکسال دیگر راصرف درس خواندن کنید واگر دومین سالی است که کنکور میدهید وقبول نشدید بیشتر از این وقت خودراهدر ندهید وراههای دیگری رابرای زندگی کردن انتخاب کنید .تاسف خوردن ،گریه کردن ،غمگینی ،پرخاشگری ،عصبانیت و... هیچ تغییری درنتیجه کنکور به وجود نخواهد آورد ،سعی کنید درروند زندگی موضوعاتی راکه برخلاف میل ماست بپذیریم

۱۳۸۷ مرداد ۱۷, پنجشنبه

تخیل

تا حالابا خود فکر کردین چراما ازدیدن فیلمهای پلیسی وتخیلی لذت میبریم . شاید شماها پاسخهای متفاوتی برای این سوال داشته باشین .اما آنچه که شما فکر میکنین بنوعی میشه گفت درسته .اما ازلحاظ روان شناسی دراین باره تحقیقاتی صورت گرفته که بصورت خلاصه عرض میکنم .تحقیقات اثبات کرده چون فیلمهای پلیسی نقش تخلیه هیجانی دارن به همین خاطر ماازدیدن اونها لذت میبریم .بدین معنا که چون تنشهای روزمره زندگی تمام ناشدنی است مابا دیدن این فیلمها بصورت ناخوداگاه خودرابجای قهرمان فیلم میگذاریم وچون قهرمان فیلم برمشکلات پیروزمیشه ماهم احساس پیروزی میکنیم وازدیدن این فیلمها لذت میبریم .لازمه عرض کنم که رسانه های گروهی مانند روزنامه وهفته نامه ها که متاسفانه درایران به نشریا ت زرد معروفن با تشریح دزدی ها ، آدم کشی ها ، داستانهای عاشقانه ، زندگی نامه هنرپیشه ها باعث میشن که عقده های درسینه مانده مردم رامطرح ونوعی آرامش روانی به فرد خواننده ببخشه .وبه همین خاطر ماعلاقه مند به این نوع فیلمها ونشریات هستیم .راستی شما علاقه مند به تماشای این نوع فیلمها ونشریات هستین ؟؟؟